قهرمانِ من
من قهرمان ندارم.قهرمان ها وقتی که درگیر مناسبات خانوادگی،قومی و پیوند های خونی می شن دیگه قهرمان نیستن.پس ضعف دارن.یه قهرمان اگه پدر و مادر و همسر یا دوست پسرش رو اگه لز باشه خوب دوست دخترش رو اگه بچه داره ،بچه اش رو فراموش کنه دچار ابهام توی مناسبات خانوادگی و پیوندهای خونی می شه و خانواده اش و عشقی که داره مثلا دوست پسرش ازش متنفر می شن.حتی اگه به خاطر قوم و میهنش قهرمان باشه یه عالمه آدم دیگه ازش متنفر می شن که تو محدوده قوم و کشور اون جا ندارن.من قهرمان ندارم
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این برگه را دوست دارد.
پاسخی بگذارید
salar گفت
سلام
منم ازدواج کردم البته مجبور بودم هرچند از همسرم راضی هستم ولی اون حس را همچنان دارم ولی این حس ه م ج ن س گ ر ا بودن منو دیگه بیچاره کرده نمیدونم چیکار کنم
نیاز دارم با یکی ارتباط داشته باشم نیاز دارم بعضی وقتها باهاش درد و دل کنم نیاز دارم فقط پیشم باشه نه برای س ک س بلکه برای باهم بودن و اینکه نیاز درونیم را برطرف کنم
اگه دوست داشتی با من ارتباط برقرار کن
لینکم کن
چونکه لینکت میکنم
Trevor گفت
باهات کاملا موافقم
—————
عزیزم
یه شک نسبی بین ما بود
اون رو داشته باش
باهام تقریبا موافق باش
شاید موافق باش
بوسس
مخدوم بی عنایت گفت
مثلا اینجا هم همینطور
)
جواب بنده خدارو بده
eli گفت
هیچ شکی نیست که درست میگی.